آيسلآيسل، تا این لحظه: 15 سال و 19 روز سن داره
الساالسا، تا این لحظه: 4 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

ناز قیزیم

آنالیق حسلریمی بو وبلاگدا یازیرام کی ایللرین توزی اولاری ایتیرمسین

هفته 141

چشمانت سرود شادی سر می دهند دختر قشنگم قبلا لاک قرمز میخواستی...امشب هم ازم میخوای که مامان منه قیرمیزی رژ  آلاسان بیر گون؟...باجی نیندا اوجا دابانلارین گیمیسن پی نوشت:یلدا یک جور بر قلبم سنگینی می کند...نباید به سراغ عکس های گذشته بروم....امسال مادر هم رفته است...دیشب خوابش را دیدم ...هر دو خوشحال بودیم مثل قبل ...خاله هست...السا آیسل وخدایی که خیلی نزدیک است ...
29 آذر 1403

هفته 140

صبح بخیر کوچولو...پازل دوست داری...کتاب خوش بخوابی خرس کوچولو رو دیشب چند بار ازم خواستی بخونم...ازت میپرسم کادو سنه نمنه آلیم جواب وریسن قیرمیزی کادو...منظور کادو کاغاذی قیرمیزی اولسون...این روزها دوست داری با آهنگ لپ تابت یا سانگها با عروسکت برقصی...شنا در وان حمام بازی مورد علاقته...انار رو هم خیلی دوست داری...خیلی هم مهربون هستی السا کوچولو ...
27 آذر 1403

هفته 139

قیچی رو با کاغذ بهت داده بودم که تمرین دستورزی داشته باشی ...خوب هم با دست چپت قیچی میکردی ...ی مدت حواسم نبود دیدم چند تا فرفری رو قیچی کردی با چه لذتی😘 وعلاقه ای که به لگوی کشتی اوپا ووتز و پپا داری وصف ناپذیر است ...
19 آذر 1403

هفته 138

امروز وقتی آب پرتقال میکشیدم گفتی خودم...منم کنار رفتم و به کار دیگه ای مشغول شدم...وقتی برگشتم آب پرتقال رو کشیده بودی و به استکانت هم ریخته بودی و داشتی میخوردی...خیلی خوشت اومده بود😘 و تنها عروسکی که باهاش خیلی خوب حرف میزنی پری دریاییه پاییز را بخاطر بسپار...وقتی باد صورت کودکانه ات را نوازش می دهد ..دستانت سرد می شود...و چشمهایت برگ های رنگی را دنبال می کنند...پاییز را بخاطر بسپار وقتی به تو می گویم یپراقلار سارالیب توکولوب پاییزدی مامان...و کوچ پرندگان که برایت جالب است و می گویی به دنبال غذا می روند ...
8 آذر 1403

هفته 137

عصر بخیر کوچولو تو چقدر شبیه عکسای بچگی منی السا کوچولو❤️ بابا بو کاپشن بویوحدی منه گرح قیرمیزیسین آلاسان!!!! امروز داشتی این پازل رو بازی میکردی و شعر اومددانو هد ا فارم رو میخوندی....البته چند تا شعر نصفه نیمه انگلیسی رو هم در موقعیتهای مناسب میخونی مثل ترینکو ترینکو یا رو رو رو ا بوت...ای بی سی شمردن فرانسوی رو هم خودت یاد گرفتی ...
5 آذر 1403

هفته 136

هر روز تصور میکنی که به آب رفتی....گیزلین پانچ اوینوسان...سایماغیندا آلمانی ساییسان....بویون منن سو ایستیینده ددون واسا بیته...از بچه های کوچک خوشت میاد....بیر گون باغا گداخ؟...بیر گون آبا گداخ؟بیرگون رستورانا گداخ؟ بیر گون خانه بازیه ....بیر گون شهر بازیه؟بیر گون پارکا گداخ؟ ...
27 آبان 1403

هفته 135

موهای فری که شانه میشن😘 السا کوچولو خیلی مهربونی و حساس به احساسات...خوراکی هاتو تقسیم میکنی...و دنبال شادی و خنده هستی کارتون این روزها پپا...غذا ماکارونی.و ساندویچ...در مورد میوه هر میوه ای رو دوست داری ترانه های کودکانه انگلیسی رو نصفه نیمه میخونی...و چند تایی هم آلمانی باهام حرف میزنی...شمردن اعدادو رنگ هم به چند زبان بلدی وقتی من آشپزخونه هستم تو هم با وسایل آشپزیت بازی میکنی...و شبا از آیسل میخوای که باهم پنک کیک درست کنین ...
22 آبان 1403

هفته 134

السا کوچولو در حال تماشای هواپیمایی که میگذرد چقدر مهربانی دخترم...وقتی از راه میرسم با چه حس قشنگی به استقبالم میای و مامی مامی صدام میکنی...بعضی وقت ها با لحنی حرف میزنی باهام انگار که مادرمه...همونقدر صمیمی همونقدر از ته دل...و چه خوب که تو هستی در این پاییزی که او را ندارم ...
13 آبان 1403

هفته 132

این روزها اصطلاحات کوتاه آلمانی ازت میشنوم..مثلا روی ترامپولین میخوای بپری میگی آخت فرتیش لوس...یا داس ایست ماین...یا ووبیست دو و کلمات انگلیسی با تلفظ صحیح یبار پله ها رو که بالا میرفتی تا تن شمردی ...یا خرماها رو میشمردی وان خرما...تو خرما و تا 10 وجمله های خواهشی تو برای اینکه حتما عملی بشه در آخرش از کلمه نولار استفاده میکنی کاملا کشیده و خواهشی...منن آتیل نولاااار...سوتی ایش نولاااارو... گاهی نقش بیبی رو بازی میکنی...وخیلی علاقمند به کارتون های خانوادگی و داستان هایی که بیبی دارن پی نوشت فقظ ی دختر کوچولوی مهربون میتونه برای باباش یواشکی قصه بخونه و چراغ رو خاموش کنه و به آرامی در رو ببنده که بابا یاتدی دختر اس...
1 آبان 1403
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناز قیزیم می باشد