مهر ۱۴۰۵
شادی یعنی تماشای کودکانه های تو و شنیدن خنده هایت پی نوشت: حاج خانم مهربانی در محله داریم...گاهی میبینمش ...دوست دارم کمکش کنم ولی کلی تعارف میکند قسم میدهد ... من میگویم مادرم یادم میافتد مگر چند قدم راه است و او بازهم میگوید قربان قدم هایت و کلی مهربانی که برای چند لحظه هم که شده احساس میکنم مادرم را دارم.... ...













