آيسلآيسل، تا این لحظه: 15 سال و 15 روز سن داره
الساالسا، تا این لحظه: 4 سال و 5 ماه و 23 روز سن داره

ناز قیزیم

آنالیق حسلریمی بو وبلاگدا یازیرام کی ایللرین توزی اولاری ایتیرمسین

این روزها

این روزها شهر من تبریز...قوجا تبریز...دومانلی تبریز...نیه اورییمنن گلمیر گویلرین دومان اولا.؟؟؟..نیه ایستمیرم بیر همشهریم یا اوشاق یا بویوح اوریی اوشونه؟؟؟ نیه سنه قییمیرام!!!! اصلا این روزها چه فرقی دارد کجای دنیا دلی بلرزد ..هش کسه هشزاد اولماسین.. ...
30 خرداد 1404

خرداد 1404

شعرها رو چه ترکی یا فارسی یا انگلیسی یا آلمانی و غیره زود حفظ میکنی...جوراب شلواری رو بیشتر از یکماهه خودت میپوشی...برای خودت سعی میکنی لقمه بگیری...و لگوهای قشنگی درست میکنی ...از خمیربازی هم خوشت اومده قزی مزی کیمیدی ؟ بیر قیقیلی نینی دی ..چوخدا گوزل نینی دی...چوخدا قشح نینی دی به نقاشی علاقه داری ..امروز ی هورس کشیدی با پاها و دمش ...
10 خرداد 1404

اسفند 1403

هوای سرد و سوپ گرم و بارانی خواهرانه پیاده روی با هاپوی اسباب بازیت رو خیلی دوست داری دختر ورزشکار من❤️ خیلی خوابت میومد این روزها بالا رفتن از نردبان هیجان انگیزه خرس بزرگ رو روبروت میگیرم و این حرفا رو میگم تو هم کلی خوشت میاد و میخندی اوز الین یوغوب بلییییی دیشلرین یوغوب بلییییی باشین داریییب بلییییی دردره گدیب بلیییییی بازی بازی بلییییییی کارتونا باخیب بلیییی یوخوسی گلیر بلیییی توپول مپل کیمیدی...موفرفری کیمیدی...او منیم السا قزیدی ...
20 اسفند 1403

هفته 149

امروز صبح داشتی خواب میدیدی توی خواب میگفتی ور ور...بعدش همونطوری توی خواب  با لحن غمگینی گفتی مامان منه بستنی ورمه دیلر!!!! کیتابی گورسه دیدیسن دیسن گوللره سو ورللر...میمون بنان ییه ر...وشعر ترینکو ترینکو رو پشت تلفن برای بابا میخوندی و ازش میخواستی اونم بخونه...نقاشی هم بادکنک میکشی ...
29 بهمن 1403

هفته 146

وقتی کار اشتباهی میکنی میگی بولمدیم با آیسل شوخی های بامزه ای داری آیسل گل شلوغ الییاخ این روزها کارتون بیبی لویی برات جذابه و آرامشی که در وان آب داری وصف ناپذیر است چقدر تلخ است نزدیک روزهای سالگرد مادر باشی...عجیب دلتنگش هستم...هر عکسی از او آتشم میزند...چقدر در عین دوری نزدیکم است...تکه ای از قلبم را با خودش برده انگار...خدای مهربانم همیشه در آرامش ورحمت بی اندازه ات باشد مادری که رد پای مهربانی هایش تا ابد درزندگیم جاوید است آه که صدایش در گوشم مانده...آه که بردباریش دلم را میسوزاند... نماز و تسبیحش..دعاهایی که برایم میکرد....افسوس و صد افسوس ...
9 بهمن 1403
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناز قیزیم می باشد